محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

438

خلاصة الحكمة ( فارسى )

امثال اين‌ها ، كه به استعمال با ورد احمر - يعنى سنا با گل سرخ - و چرب نمودن تربد و هليلجات به روغن بادام ، كافى است . دواى ملين : آن است كه تأثير آن از آن هم ضعيف‌تر باشد و هم چنان متشبّث به اخلاط و رطوبات موجودهء حاضره در معده و امعاء و حوالى آن‌ها گشته [ و ] دفع گرداند و با آن ، قوّهء نفّاذه چندان نباشد ؛ مانند فلوس خيارشنبر و ترنجبين و شيرخشت و شكر سرخ و تمر هندى و اجّاص و امثال اين‌ها . و ليكن خالى از قوّهء جاليه نباشد . و [ البته ] از اين‌ها نيز بعضى محتاج به اندك اصلاحىاند ؛ مانند فلوس خيارشنبر كه بايد به روغن بادام و يا به روغن گل سرخ چرب نموده شود براى رفع تشبّث و چسبيدن آن به سطح امعاء و احداث قرحه و سحج و زحير نمودن . و يا نيستند محتاج بدان ؛ مانند ترنجبين و شيرخشت و ساير ملينات مذكوره و امّا بيان « مركّب القوى » و « ذوالخاصّيهء » و تأثير هر يك از اينها بدان كه مراتب قواى ادويه منحصر است در سه مرتبه . و قوّت ، عبارت از مبدأ و سبب موجب افعال و ظهور آن‌ها است در مواضع لايقه : مرتبهء اوّلى : افعال محسوسهء ادويه است به سبب كيفيت متشابههء حاصلهء از مبدأ فياض - جلّ اسمه - بر ايشان ؛ از تركيب عناصر و امتزاج ايشان با يك ديگر و اين را « مزاج اوّلى » نامند . مرتبهء ثانيه : افعال محسوسهء حاصله از امزجهء ثانويهء اشياء صاحب امزجهء ثانويه است در ملاقى خودها . و آن ، از لوازم مرتبهء اولى است ؛ زيرا كه اشياء صاحب مزاج ثانوى ، مركّب‌اند از اجزائى كه هر يك را كيفيتى و مزاجى اوّلى [ و ] مختلفة الأثر باشد ؛ مانند تسخين بعضى و تبريد بعضى . [ كه ] از اجتماع و تفاوت كيفيات اوّلى ، كيفيت ثانوى حاصل مىگردد و اثر